اگر به سینما علاقه دارید، دیر یا زود به جایی میرسید که دیگر فقط دنبال فیلمهای جدید و پربیننده نیستید. کنجکاو میشوید بدانید چرا بعضی فیلمها دههها بعد همچنان دربارهشان صحبت میشود، چرا بعضی کارگردانها مسیر سینما را تغییر دادهاند و چه آثاری تبدیل به بخشی از فرهنگ سینمایی شدهاند.
قرار نیست این فهرست ادعا کند این ۱۰ فیلم «بهترین فیلمهای تاریخ» هستند؛ چنین رتبهبندیای اساسا باید بر اساس رای کاربران تعیین شود که میتوانید در برتاپ مشاهده کنید و حتی رای خودتان را هم ثبت کنید. اما اینجا هدف، معرفی مجموعهای از فیلمهاست که تماشای آنها میتواند نگاه شما به سینما را گستردهتر کند؛ از کلاسیکهای ماندگار گرفته تا آثاری که سینمای مدرن را تحت تأثیر قرار دادهاند.
۱. The Godfather؛ وقتی یک داستان جنایی به تراژدی خانوادگی تبدیل میشود
اگر قرار باشد فقط یک فیلم برای ورود به دنیای سینمای کلاسیک انتخاب کنید، «پدرخوانده» انتخاب بسیار خوبی است.
در ظاهر با داستان خانوادهای قدرتمند در دنیای مافیا روبهرو هستیم، اما چیزی که فیلم را ماندگار میکند، رابطه میان اعضای خانواده و تغییر تدریجی شخصیت Michael Corleone است. فیلم آرامآرام نشان میدهد که قدرت چگونه میتواند آدمی را که در ابتدا قصد فاصله گرفتن از خانوادهاش را دارد، به مرکز همان دنیایی بکشاند که از آن دوری میکرد.
این فیلم نمونهای عالی برای دیدن شخصیتپردازی، روایت آرام و ساختن یک دنیای داستانی باورپذیر است.
۲. 12 Angry Men؛ یک اتاق، دوازده نفر و یک تصمیم سرنوشتساز
برای ساختن یک فیلم تأثیرگذار همیشه به لوکیشنهای عظیم، جلوههای ویژه یا داستانهای پیچیده احتیاج نیست.
«۱۲ مرد خشمگین» تقریباً تمام داستان خود را در یک اتاق میگذراند. دوازده عضو هیئت منصفه باید درباره گناهکار بودن یا نبودن یک متهم تصمیم بگیرند؛ اما یک نفر حاضر نیست صرفاً به دلیل نظر اکثریت، حکم را بپذیرد.
از همین نقطه، فیلم تبدیل به مطالعهای درباره تعصب، شک، فشار اجتماعی و قدرت استدلال میشود.
تماشای این فیلم برای کسی که میخواهد بفهمد یک فیلمنامه خوب چطور میتواند بدون تکیه بر عناصر پرزرقوبرق مخاطب را درگیر کند، تجربه بسیار خوبی است.
۳. Pulp Fiction؛ وقتی ساختار روایت خودش تبدیل به بخشی از داستان میشود
«پالپ فیکشن» را نمیتوان فقط به خاطر داستانش تماشا کرد؛ شیوهای که داستان تعریف میشود، بخش مهمی از جذابیت فیلم است.
Quentin Tarantino چند داستان ظاهراً جدا از هم را در کنار یکدیگر قرار میدهد و ترتیب زمانی اتفاقات را به هم میریزد. نتیجه فیلمی است که مخاطب را مجبور میکند خودش ارتباط میان شخصیتها و اتفاقات را پیدا کند.
اما چیزی که فیلم را خاصتر میکند، فقط ساختار غیرخطی نیست. دیالوگهای طولانی، طنز سیاه، موسیقی و شخصیتهای عجیبوغریب همگی بخشی از هویت آن هستند.
اگر میخواهید ببینید یک کارگردان چطور میتواند قواعد رایج روایت را تغییر دهد و همچنان فیلمی سرگرمکننده بسازد، این اثر را نباید از دست بدهید.
۴. 2001: A Space Odyssey؛ سینما قبل و بعد از این فیلم
تماشای «2001: یک ادیسه فضایی» ممکن است برای مخاطبی که به ریتم سریع فیلمهای امروزی عادت دارد، تجربه متفاوتی باشد.
فیلم عجلهای برای توضیح دادن همهچیز ندارد. بخش زیادی از داستان از طریق تصویر، موسیقی و میزانسن منتقل میشود و همین موضوع آن را از بسیاری از آثار علمیتخیلی متمایز میکند.
اهمیت فیلم فقط به داستان آن محدود نیست. Stanley Kubrick نشان داد که میتوان فضا، تکنولوژی و آینده انسان را با رویکردی بسیار جدیتر و هنریتر به تصویر کشید.
حتی اگر فیلمهای کلاسیک زیادی ندیده باشید، دیدن آن کمک میکند متوجه شوید سینمای علمیتخیلی مدرن از کجا به بسیاری از ایدههای بصری خود رسیده است.
۵. The Shawshank Redemption؛ داستانی درباره امید، نه فقط زندان
«رستگاری در شاوشنک» از آن فیلمهایی است که ممکن است در نگاه اول یک درام ساده زندان به نظر برسد، اما بهتدریج تبدیل به داستانی درباره امید و دوام آوردن در شرایطی میشود که تقریباً همهچیز علیه شخصیت اصلی است.
رابطه Andy و Red یکی از نقاط قوت فیلم است و داستان به جای اینکه صرفاً روی اتفاقات داخل زندان تمرکز کند، تغییر شخصیتها و گذر زمان را به بخش مهمی از تجربه تماشای فیلم تبدیل میکند.
این فیلم برای کسانی که به داستانهای شخصیتمحور و احساسی علاقه دارند، انتخاب مطمئنی است.
۶. Goodfellas؛ زندگی مافیایی بدون زرقوبرق
اگر «پدرخوانده» تصویری باشکوه و تراژیک از خانواده مافیایی ارائه میکند، «رفقای خوب» نگاه متفاوتی دارد.
Martin Scorsese زندگی Henry Hill را از دوران جوانی تا ورود عمیقتر او به دنیای جنایت دنبال میکند. فیلم به جای ساختن تصویری افسانهای از این زندگی، جذابیت و زشتی آن را همزمان نشان میدهد.
سرعت روایت، تدوین، موسیقی و شیوه استفاده از روایت اولشخص باعث شده فیلم انرژی متفاوتی داشته باشد.
این اثر نمونه خوبی است برای دیدن اینکه تدوین و سبک روایت چگونه میتوانند ریتم و شخصیت یک فیلم را شکل دهند.
۷. The Dark Knight؛ یک فیلم ابرقهرمانی که خودش را محدود به ژانر نکرد
موفقیت «شوالیه تاریکی» فقط به خاطر حضور Batman و Joker نیست.
فیلم از فضای ابرقهرمانی استفاده میکند تا درباره موضوعاتی مثل عدالت، قانون، انتخاب اخلاقی و هرجومرج صحبت کند. Joker هم صرفاً یک شخصیت منفی معمولی نیست؛ حضور او ساختار اخلاقی شخصیتهای دیگر را تحت فشار قرار میدهد.
به همین دلیل، حتی اگر علاقه زیادی به فیلمهای ابرقهرمانی نداشته باشید، هنوز دلایل زیادی برای تماشای آن وجود دارد.
۸. Parasite؛ یک خانه، دو خانواده و فاصلهای که بیشتر میشود
«انگل» از آن فیلمهایی است که بهتر است اطلاعات زیادی درباره داستانش نداشته باشید.
داستان با ورود تدریجی یک خانواده کمدرآمد به زندگی خانوادهای ثروتمند آغاز میشود و در ابتدا حتی حالوهوایی طنز دارد. اما هرچه داستان جلوتر میرود، تفاوت میان این دو جهان بیشتر خودش را نشان میدهد.
Bong Joon-ho به شکل هوشمندانهای از طراحی خانه، فاصلههای عمودی، فضاهای بسته و حتی تغییرات آبوهوایی برای تقویت مفهوم طبقاتی فیلم استفاده میکند.
تماشای «Parasite» نشان میدهد چطور میتوان یک موضوع اجتماعی را بدون تبدیل کردن فیلم به یک سخنرانی، در دل داستان و تصویر قرار داد.
۹. Interstellar؛ جایی که علم و احساس به هم میرسند
فیلم «Interstellar» برای بسیاری از مخاطبان با تصاویر عظیم فضایی و موسیقی معروفش شناخته میشود، اما بخش مهمی از قدرت فیلم در تضاد میان مقیاس عظیم جهان و رابطهای بسیار شخصی میان اعضای یک خانواده است.
فیلم از مفاهیمی مانند نسبیت، زمان و سفر فضایی استفاده میکند، اما در نهایت داستان درباره انتخابهایی است که انسان برای نجات کسانی که دوستشان دارد انجام میدهد.
این ترکیب باعث شده فیلم برای مخاطبانی که به علم، داستانهای احساسی و سینمای حماسی علاقه دارند، جذاب باشد.
۱۰. Schindler’s List؛ یکی از سختترین تجربههای سینمایی
«فهرست شیندلر» فیلمی نیست که صرفاً برای سرگرمی تماشا کنید.
Steven Spielberg داستان Oskar Schindler را در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ روایت میکند و بخش زیادی از تأثیر فیلم از نحوه نمایش انسانهایی میآید که در شرایط غیرانسانی تلاش میکنند زنده بمانند.
استفاده گسترده از فیلمبرداری سیاهوسفید، فضای سنگین اثر را بیشتر میکند و باعث میشود فیلم بیشتر شبیه ثبت یک خاطره تاریخی باشد تا یک داستان معمولی.
این فیلم نمونهای مهم از قدرت سینما برای زنده نگه داشتن وقایع تاریخی و ایجاد ارتباط احساسی با آنها است.
انتخاب فیلم مناسب بر اساس سلیقه شما
اگر هنوز نمیدانید بهترین فیلم جهان کدام است یا از کدام فیلم شروع کنید، انتخاب را میتوان بر اساس حالوهوایی که از سینما میخواهید انجام داد.
- یک درام قدرتمند و شخصیتمحور میخواهید؟ → The Godfather
- فیلمی پرتنش و مبتنی بر گفتوگو میخواهید؟ → 12 Angry Men
- روایت متفاوت و غیرخطی دوست دارید؟ → Pulp Fiction
- به علمیتخیلی و ایدههای بزرگ علاقه دارید؟ → 2001: A Space Odyssey
- دنبال داستانی احساسی و امیدبخش هستید؟ → The Shawshank Redemption
- فیلمهای جنایی و مافیایی دوست دارید؟ → Goodfellas
- اکشن ابرقهرمانی با فضای جدی میخواهید؟ → The Dark Knight
- سینمای اجتماعی و متفاوت دوست دارید؟ → Parasite
- به فضا، علم و داستانهای احساسی علاقه دارید؟ → Interstellar
- فیلمهای تاریخی و تأثیرگذار میخواهید؟ → Schindler’s List
جمعبندی
البته «بهترین فیلم» برای همه یک معنی ندارد. چیزی که یک نفر شاهکار میداند، ممکن است برای مخاطب دیگری جذاب نباشد. با این حال، فیلمهای این فهرست هرکدام به شکلی در تاریخ سینما تأثیرگذار بودهاند و تماشای آنها میتواند مجموعه متنوعی از ژانرها، دورهها و سبکهای فیلمسازی را پیش روی شما قرار دهد.
اگر بخواهیم انتخابها را بر اساس نظر مخاطبان و نه صرفاً نظر منتقدان بررسی کنیم، رتبهبندیهای مبتنی بر رأی کاربران هم میتوانند تصویر جالبی از محبوبترین فیلمهای سینما ارائه دهند.
این پایان خیلی تمیزتر است چون هم مقاله را جمع میکند، هم یک کاربرد واقعی به کاربر میدهد، و هم دقیقاً همان نقطهای است که میتوانیم لینک برتاپ را بهشکل طبیعی وارد کنیم.



